حسن حسن زاده آملى
440
هزار و يك كلمه (فارسى)
مثال : در شكل 15 ، - ا - مركز ارض كه مركز عالم است و - ب - موضع ناظر . و - ح - كوكب . - و - ا ح د - خطى كه از مركز ارض به مركز كوكب گذشته است و منتهى به سطح فلك اعلى شده است ، پس - د - موضع حقيقى كوكب بود . و - ب ح ه - خطى كه از موضع ناظر به مركز كوكب گذشته است و منتهى به سطح فلك اعلى شده است ، پس - ه - موضع مرئى كوكب بود . و - ا و - خطّى كه از مركز عالم به موازات خطّى كه از موضع ناظر به مركز گذشته است و منتهى به سطح فلك اعلى شده است ، يعنى خط - ب ح ه - از مركز عالم بيرون آمده است و منتهى به سطح فلك اعلى شده است . ( شكل شمارهء 15 ) حالا گوييم كه : در شكل 15 مثلا ، چون - د - موضع حقيقى كوكب است ، و - ه - موضع مرئى آن ، و - د ه - قوس اختلاف منظر است ، و مطلوب دانستن زاويه اختلاف منظر است كه زاويه - د ح ه - است كه مقدّر اين زاويه ، قوس اختلاف منظر خواهد بود . و مىدانيم كه زاويه - د ح ه - زاويه مركزى قوس اختلاف منظر نيست بلكه زاويه مركزى قوس اختلاف منظر در - ا - كه مركز عالم است ، متحقق است كه در شكل 7 گفتهايم ؛ و ليكن نيز مىدانيم كه چون - ا و - موازى - ب ه - است ، و خط - د ا - قاطع آن دو ؛ و در شكل 8 دانستهايم كه دو زاويه متناظر اعنى